| عنوان | بازدید |
| شعر مورد دار ایرج میرزا! | 685595 |
| سوتی های اخیر شبکه 3 و.... | 26204 |
| تو عروس کسی اگر بشوی..از زبان شاعران متفاوت|شعر | 21623 |
| کوچه های نمناک(شعر بلند ولی بسیار زیبا) | 14971 |
| چای دونفره در کنار آتش! | 13507 |
| شلوار جاستین بیبر | 12591 |
| اسیر عشق | 10471 |
| لالبی الا لبت لا بوس الا بوسه ات|شعر | 9981 |
| زن و عاشقی | 9611 |
| زن که باشی... | 9304 |
♥بهارنارنج♥
♥تحمل نداره نباشی♥...♥دلی که تو تنها خدا شی♥
زندگیست دیگر!

زندگیست دیگر!
همیشه که همه رنگهایش جور نیست،
همه سازهایش کوک نیست!
باید یاد گرفت با هر سازش رقصید،
حتی با ناکوک ترین ناکوکش...
اصلا رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن!
حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد...
به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند،
به این سالها که به سرعت برق می گذرند.....
پنجره مهتاب|شعر

عاشقم
اهل همین کوچه بن بست
کناری، که توازپنجره اش
پای به قلب من دیوانه نهادی
تو کجا؟
کوچه کجا؟
پنجره بازکجا؟
من کجا؟
عشق کجا؟
طاقت آغازکجا؟
توبه لبخند ونگاهی
من دلداده به آهی
بنشستیم.
تو درقلب و
من خسته به چاهی
گنه ازکیست؟
ازآن پنجره باز؟
ازآن لحظه آغاز؟
ازآن چشم گنه کار؟
ازآن لحظه دیدار؟
کاش میشد گنه پنجره و
لحظه چشمت
همه بردوش بگیرم
جای آن یک شب مهتاب
تورادرآغوش بگیرم
یلدا|تک بیت

تو که کوتاه و طلایی بکنی موها را
من شاعر به چه تشبیه کنم یلــــــدا را؟
دخترهمسایه باشم برایت|دلنوشته عاشقانه
می خواهم همسایه ی دلم باشی
من آش دهن سوز نذری بیاورم
تو کاسه ی گل سرخی ام را پر از عشق برگردانی
من روی بوم بروم تو برایم کفتر هوا کنی
نامه بیاورد،عاشقانه خان داداش ببیند!!!
تو کتک بخوری از رو نروی
من دانه بپاشم
تو باز کفتر بپرانی
می آیی؟
چشمان تو|شعر

بگـــذار که چشمـــان تو را وام بگیـــرم
بـــا دیدن دنیــــای تو آرام بگیـــرم
تـــر دستی لـــب های تو را دیـــدم و بـــاید
از شیـــوه ی خندیدنـــت الهـــام بگیـــرم
در هـــر قدمم شـوق رسیـــدن به تو جـــاری است
می خواهـــم از این راه ســـرانجـــام بگیـــرم
من شــــاعـر دربـــاری ام و چشـــم تو کـــافی است
تا خیـــره در آن باشــــم و انعــــام بگیـــرم
عمـــری است که در پیــچ و خـــم زنـــدگی ام کـــاش
یک لحظــه در آغـــوش تـــو آرام بگیـــرم!
"محمد غفاری"
مجنون باشی|دوبیتی
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی.
"حافظ"
تیم خدا|دلنوشته

به ما گفتنـد باید بازی کنید
گفتیــم با کی ؟؟
گفتنــد با تیم دنیا!
تا خواستیــم بپرسیم بازی چــی؟
سوت آغاز بازی رو زدن . فقط فهمیدیم خدا تو تیم ماست
بازی شروع شــد و دنیا پشت سر هم به مــا گل میزد
ولی نمیدونم چرا هــر وقت به نتیجه نگاه میکردم امــتیاز ها برابر بود
تو همین فـکر بودم که خدا زد پشتم و خندید و گفت:
نگران نــباش تو وقت اضــافه میبریــم حالا بازی کن
گفتم آخه چطوری؟؟؟
بازم خندیــد و گفت : خیلی ساده . فقط پاس بده به من،باقیــش بامن:)
عکس مامان|طنز

رفتم تو اینترنت و ﭘﺸﺖ ﺑﻮﻡ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺎ Google earth ﭘﻴﺪﺍ ﮐﺮدم،
ﻧﺸﻮﻥ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺩﺍﺩﻡ !![]()
ﺣﺎﻻ ﻳﻪ ﻧﻘﻄﻪ ﻱ ﺳﻴﺎﻩ ﭘﻴﺪﺍ ﮐﺮﺩﻩ ! ﺑﺎ ﮐﻠﻲ ﺫﻭﻕ ﻭ ﺷﻮﻕ ﻣﻴﮕﻪ " ﺍﻳﻦ ﻣﻨﻢ ،
ﺩﺍﺭﻡ ﻟﺒﺎﺱ ﭘﻬﻦ ﻣﻲ ﮐﻨﻢ"
ﻣﻦ : ![]()
![]()
ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻗﻀﻴﻪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﮔﻔﺖ.
ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﻲ ﺯﻧﻪ ﭘﺲ ﮐﻠﻢ ﻣﻴﮕﻪ "
ﭼﺮﺍ ﻋﮑﺲ ﻣﺎﻣﺎﻧﺘﻮ ﻣﻲ ﺫﺍﺭﻱ ﺗﻮ ﺍﻳﻨﺘﺮﻧﺖ !![]()
ﻣﻦ : ![]()
![]()
دخترهمسایه|شعر

ظاهرا دختر همسایه حلیم آورده بود
باطنا یک کاسه شیطان رجیم آورده بود
نذر دارد یا نظر، اللهُ اعلم هرچه هست
بارکج را از صراط مستقیم آورده بود..
|
صفحه قبل1...34567...76صفحه بعد |



