وبگاه بهارنارنج

♥بهارنارنج♥

♥تحمل نداره نباشی♥...♥دلی که تو تنها خدا شی♥

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً



تنفس...

بازدید : 954

 

 

تا حــــالا شــده حس کنیــــد هوا کمــــه بـــرای نفس کشیـــدن

 

یه جور حس خـاص که هرچی نفس بکشی بـاز ریه هـات نیـاز به اکسیــژن داشتـــه باشــه

 

یه چیـــزی ته قلبــت سنگینــی کنـــه بهت احســـاس خالــــی بودن از هر حســـی رو بده..!

 

 

من نوشت: الان یه چیزی تو همین مایه هام!

 

حالم زیاد خوش نیس!...خدایا...کمکم کن!



════════ ೋღ♥ღೋ ════════

سخاوت و بزرگی

بازدید : 1245

پسر بچه ای وارد بستنی فروشی شد و پشت میزی نشست.

 

پیشخدمت یک لیوان آب برایش آورد. پسر بچه پرسید: (( یک بستنی میوه ای چند است؟ )) پیشخدمت پاسخ داد : (( 50 سنت )) .

 

پسر بچه دستش را در جیبش برد و شروع به شمردن کرد . بعد پرسید : (( یک بستنی ساده چند است ؟ ))

 

در همین حال ، تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی بودند و پیشخدمت با عصبانیت پاسخ داد: 35 سنت.

 

پسر دوباره سکه هایش را شمرد و گفت : لطفأ یک بستنی ساده...

 

پیشخدمت بستنی را آورد و به دنبال کار خود رفت.

 

پسرک نیز پس از خوردن بستنی پول را به صندوق پرداخت و رفت

 

وقتی پیشخدمت بازگشت از آنچه دید شوکه شد.

 

آنجا در کنار ظرف خالی بستنی، 2 سکه 5 سنتی و 5 سکه 1 سنتی گذاشته شده بود. برای انعام پیشخدمت!!!

 

 

                                                               

                                  من نوشت: جای پیش خدمته بودم میرفتم خودمو زیر گل میکردم....!!!!!!!

 



════════ ೋღ♥ღೋ ════════

خداکجاست؟؟؟

بازدید : 1288

 

یکی بود یکی نبود، دو تا برادر شیطون بودن که به خاطر شیطنت و شلوغیشون یه محل از دستشون شاکی بود...

 

دیگه هر جا که خرابکاری می شده همه می دونستن زیر سر این دوتاست...

 

خلاصه ی کار، پدر و مادر این دو نفر صبرشون تموم میشه و کشیش محل رو میارن و میگن:

 

" خواهش می کنیم این بچه های ما رو نصیحت کنید؛ پدر همه رو در آوردن! "

کشیشه میگه: " باشه، ولی یکی یکی بیاریدشون که راحت تر باهاشون صحبت کنم و مشکلی پیش نیاد. "

 

خلاصه، اول داداش کوچیکه رو میارن.کشیشه ازش می پرسه: پسرم! آیا میدونی خدا کجاست؟

 

پسره جوابشو نمیده و همین جور در و دیوار رو نگاه می کنه...

 

باز ازش می پرسه: "پسر جان! میدونی خدا کجاست؟ "ولی دوباره پسره به روش نمیاره...

 

در نهایت دو سه بار کشیشه همین سوالو می پرسه و پسره هم به روش نمیاره...!

 

آخرش کشیشه شاکی میشه و داد می زنه: بهت گفتم خدا کجاست؟!

 

پسره می زنه زیر گریه و به سمت اتاقش فرار می کنه و در رو هم پشتش می بنده!

 

داداش بزرگه ازش می پرسه: چی شده؟؟؟!!!

پسره میگه: بدبخت شدیم!!

 

خدا گم شده، همه فکر می کنن ما برش داشتیم...



════════ ೋღ♥ღೋ ════════

لایق اشک

بازدید : 1285

 

 

 

زن جوانی همراه همسرش کنار دیوار ایستاده بود و به شدت اشک می ریخت...

 

شیوانا از مقابل آنها عبور کرد..وقتی گریه زن را دید ایستاد و علت را از او پرسید.

 

زن گفت : همسرم جوان است و گاه گاه با کلامی زشت مرا می رنجاند

 

او مرد لایق و خوبی است و تنها عیب که دارد بد دهنی و زشت کلامی اوست

 

که گاهی مرا به گریه وا می دارد!

 

شیوانا با تاسف سری تکان داد و خطاب به مرد گفت :

                  

                  هیچ انســـانی لیــــاقت اشک های انســـــان دیگــــر را ندارد

 

           و اگـــــر انســـــان لایقی در دنیــــا پـــیدا شد او هرگــــز دلش نمی آید...

            

 

                                                                

                                             من نوشت: اشک مقدسه قدرش رو بدونید.



════════ ೋღ♥ღೋ ════════

شما

بازدید : 1451
 
 
 
ش مثــل " شمـــا "
 
شمــا که دوری
 
شمــا که نـــه " تـــو" هستــی نـه " او "
شمـــا که ترجیحــت دوری و دوستیــــــست
 شمــا که اخــم و ابــرو بالا انداخـتن را
 به لبخنــد ترجیـــــح می دهـی
 شمــــا که عطــر خــــــوب میزنــی
 نـه بـرای بــــوی خوبـــش ، حــال خوبــش
 برای جـــــــــا مانــدنش بعــــــــد از خــــــودت
 شمــا که نبــــودن همیشــه ترجیحــت به بــــــــودن است
 
شمــا که
 
در دستــرس نـــــبودن آرامـــــــت می کنــــد
 و گفتــن مــــــن وقـــــــت نــــــدارم برایــت شیریــن
 
شمــا که
 
فکــر می کنـــی همیشــــــه کســــــــی هسـت
 که" تــــو" برایــش خــــــودت را " شمـــــــا " جــا بزنــــی
 و" او" شمـــــا را در دل " تـــــــو" صـــدا کنـد
 به همیـــن " ش " اول " شمـــــــا " قســـــــــم 
یـــــــک روز دلـــــــت ضعـــــــــف می کنـد بــرای
 " تــــــــو" شــدن بــرای " او"
 
روزی کـه
 
" او" مـی شــــــود
 
" شمــــــــا "..
 
 


════════ ೋღ♥ღೋ ════════

فاطمه را فاطمه نامیدند:

 

تا همه بدانند از بدی ها بر کنار است.(بحار الانوار،ج43،ص10)

 

شیعیان راستین او در پناهش از آتش جهنّم محفوظ می مانند.(همان،ص12و14)

 

به سبب او، طمع دشمنان اسلام از وراثت پیامبر(صلّ الله علیه وآله) قطع میشود.(همان،ص13)

 

دانش همراه شیر به او ارزانی می گردد.(همان)

 

یکی از روایاتی که بر آسمانی بودن این نام تاکید دارد روایت پیامبر اکرم(صلّ الله علیه و آله) است که فرمود:

 

«...جبرئیل آن سیب (خداوند نور فاطمه را به شکل سیب در آورده بود) را از بهشت برای من آورد...و

 

گفت: این سیبی است که خداوند به عنوان هدیه از بهشت برای تو فرستاده است. من سیب را گرفتم و به سینه خود چسباندم،

 

جبرئیل به من گفت: خداوند می فرماید سیب را بخور. وقتی سیب را پاره کردم، نوری از آن برخاست که من ترسیدم.

 

جبرئیل پرسید:چرا نمی خوری؟ بخور و نترس. این نور کسی است که نام او در آسمان منصوره است و در زمین فاطمه.»

 


 

 



════════ ೋღ♥ღೋ ════════

توبه کن

بازدید : 1671

 

 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم

 

گفتی: فانی قریب.:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶)

 

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم...كاش می‌شد بهت نزدیك شم

 

...گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال

 

.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن

 

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

 

گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟

 

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی

 

گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید

 

گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟

 

گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده

 

.:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه

 

گفتم: دیگه روی توبه ندارم

 

گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب

 

.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه

 

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟

 

گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه

 

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

 

گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله.:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه

 

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛

 

ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! ... توبه می‌كنم

 

گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین

 

.:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره

 

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟

 

گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم

 

و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما

 

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید.

 

او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن

 

تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه

 

خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت : اینجا بی نهایت است!

 

و آدم عاشق بود، دنبال کلمه ای می گشت تا عشق را درون آن بریزد

 

اما هیچ کلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت

 

آدم همه ی عشقش را درون یک قطره ریخت قطره از قلب عاشق عبور کرد!

 

و وقتی که قطره از چشم عاشق چکید. خدا گفت :

 

حالا تو بی نهایتی، زیرا که عکس من در اشــک عــاشق است!

 

خدایا به خاطر این که هرگز تنهایم نمی گذاری از تو سپاسگذارم !

 

خدایا به خاطر این که هر گاه در جاده زندگی قدم هایم اندکی

 

از راه راست سست میشود ، تو با تلنگری به راهم می آوری ، از تو سپاسگذارم !

 

 

 



════════ ೋღ♥ღೋ ════════

 

 

من زنم !

 

زنی از جنس خواهـــــرت زنی از جنس مـــــادرت زنی از جنس همســـــرت ....

 

هر گاه نگاهی نابهنگــــام ، از سر هــــوس بر من انداختی ؛

 

نـــــاموس خود را ، در چشـمــــان پلید رهگذران انســــان نمــــا حس کن ...

 

آنچه تو را به خشــــم وامیدارد ، بــــرادر و پــــدر و شوهــــر من را نیز به خشـــــم وامیدارد!

 

 

 

                                      

            

               سلام بچه ها من دیگه رفتم تا بعد از امتحانا برمیگردم...

                                 

                                       حلالم کنید...

 

                           فدای همتون...دوستون دارم...

                                     



════════ ೋღ♥ღೋ ════════

 

ای روح دو صــد مسیـــح محتـــاج دَمَت * زهــــرایی و خـــورشیــــد غبـــار قدمت

 

کی گفتــه که تو حـــرم نـــداری بانـــو؟ * ای وسعت دلهـــای شکستـــه ، حَـــرَمت ...

 

 



════════ ೋღ♥ღೋ ════════

تـــــاوان

بازدید : 2084

تاوان.هرزه.فاحشه. 

 

دختـــــر بودن تـــــاوان دارد...


بــــزرگ میشــــــوی...


عــــاشق میشـــوی...


دل میبنــــدی، تنت را برایــش عریــــان میکـنی...


نه از روی هــــوس، بلکــــه از روی عشـــق!!!


وقتــــی دلش را زدی، میـــــــرود...


و تو میمــــانی و خــــودت...


آن زمـــــان تو یک هـــــرزه ای و او...


او فقط کمــــی دختـــــــر بــــازی کرده است!!!



════════ ೋღ♥ღೋ ════════








💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
یا حسین-بهارنارنج