| عنوان | بازدید |
| شعر مورد دار ایرج میرزا! | 685594 |
| سوتی های اخیر شبکه 3 و.... | 26203 |
| تو عروس کسی اگر بشوی..از زبان شاعران متفاوت|شعر | 21622 |
| کوچه های نمناک(شعر بلند ولی بسیار زیبا) | 14970 |
| چای دونفره در کنار آتش! | 13506 |
| شلوار جاستین بیبر | 12590 |
| اسیر عشق | 10470 |
| لالبی الا لبت لا بوس الا بوسه ات|شعر | 9979 |
| زن و عاشقی | 9609 |
| زن که باشی... | 9303 |
♥بهارنارنج♥
♥تحمل نداره نباشی♥...♥دلی که تو تنها خدا شی♥
تاسوعای بندر دیلم
ما روز تاسوعا به امامزاده نزدیک شهرمون میریم و اونجا عزاداری رو انجام میدیم
و هرکسی که حاجت یا نذری داشته باشه و یا اگه دوست داشته باشه پیاده میره...15
کیلومتری بیشتر هست فاصله اش باشهرمون..البته اکثریت با ماشین میان...
واینکه بین راه هرچی دلت بخاد هست...ایشاله که نذرشون قبول باشه حال میدن به پیاده ها!
منم امسال سعادت پیدا کردم و پیاده تا خوده شاه عبدالله رفتم...البته دفعه اولم نبود.
چندتا عکس گرفتم...حبف شد که بیشتر نگرفتم!


بیشتر فیلم گرفتم از جاده و شلوغیاشو...خیلی جالب شدن ولی متاسفانه نمیشد گذاشتشون!

بله تو این دوعکس این خانوم چادری هم خودم هستم....خیابون شلوترغ تر ازین حرفاست آآآ...نشده عکس بگیریم

عاشورا بندر دیلم
امروز که روز عاشورا بود...سعی کردم یه سری عکس از عزاداری شهرمون جمع اوری کنم
خیلی عزاداری توپی داریم اینا فقط گوشه ای از عاشورایه بندر دیلم هس . متاسفانه نمیشد که همه چیز رو به تصویر کشید
امسال برای اولین بار روز عاشورا بارون بارید توشهرمون....خیلی زیبا بود عزاداری زیر نم نم بارون!
امیدوارم دوست داشته باشید....
دسته زنجیر زنی دایی زاغی....
این دو عکس هم مربوط به دسته ی عزاداری قاسم ابن الحسن هست که مربوط به بچه های کوچیکه...خیلی شیرینن!
دسته های سنج و دمام زنی خیلی زیادن...اینا قدیمیاشن که میزدن...اصل ابادان...ههههه
این دوتا عکس بالا مربوط به شب عاشوراست که تاصبح عزاداری میکردن...دم بچه های گل شهرمون گرم...
اینم یه مدل هس که خیلی برای خودم جالبه...دستای همو میگیرن و ..... اره دیگه همینجوری!
امسال این شتر زشتوها هم اورده بودن!!!ایییییش دوسکشون ندالم!
دسته زنجیرزنی افغان ها......واقعا محکم میزدن...میترسیدم ازشون بخدا!
اینم دسته های عزاداری خانوماست...

اینم از نماد های عاشوراست...یه ولی واقعا سنگینه....چند تا مرد بلندش میکنن...اونیم که وسط وایساده ....
چجوری بگم!...بعضی از مردا که حاجت دارن اینو رو اون کمر بند میزارن و تنهایی تا یه مسافتی حملش میکنن
که البته واقعا کمر بر میشن فک کنم...خیلی سنگینه!
شمر و اسیر و اینا همش نمادین میان...اونجا تعزیه نیس
ما یه رسمی داریم که میگیم حضرت قاسم داماد بوده....بعضیا میگن اشتباهه ولی خب دیگه....
چیزیه که جا افتاده بین مردم ....اینم حجله ی قاسم هس...

اینم گهواره علی اصغر هست....
اسیر های رو اسب پسر هستن.... "هههه خیلی سوژه خنده ان"
اینم پیکر امام حسین هست....
قربونی ها تو راه تشیع پیکر امام حسین...از گوسفند گرفته تا....گاو ... شتر و....
اوخیییییییی....
از علی اصغر ها و رقیه های شهرمونم چندتا عکس گرفتم

اینم که گفتن نداره...جیگر خالشه دورش بگررررررردم...اقا سید علیرضا
دسته سینه زنی رضالو...دمش گرم واقعا زحمت میکشن...خیلی عزاش گرمه

در اخر هم نماز ظهر عاشورا....
شماره خدا

الو ... الو... سلام
کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟
مگه اونجا خونه خدا نیست؟؟؟؟
پس چرا کسی جواب نمیده؟
یهو یه صدای مهربون! مثل اینکه صدای یه فرشتس ، بله با کی کار داری کوچولو؟
خدا هست؟ امشب باهاش قرار داشتم... قول داده امشب جوابمو بده.
بگو من میشنوم . کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی ؟ من با خدا کار دارم ...
هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم .
صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره؟؟
فرشته ساکت بود ، بعد از مکثی نه چندان طولانی :
نه خدا خیلی دوستت داره مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟؟
بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روی گونه اش غلطید!
و با همان بغض گفت :اصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه میکنما...
بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت ؛
بگو زیبا بگو، هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو..
دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد وگفت:
خدا جون خدای مهربون، خدای قشنگم میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...
چرا؟این مخالف تقدیره چرا دوست نداری بزرگ بشی؟
آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم ، ده تا دوستت دارم .
اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟
نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟ نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟
مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن.
مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم مگه ما باهم دوست نیستیم؟
پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه؟ خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟
مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد...
خدا پس از تمام شدن گریه های کودک:
آدم ، محبوب ترین مخلوق من ...چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه...
کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردند...
تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت !
کاش همه مثل تو مرا برای خودم ونه برای خودخواهی شان میخواستند . دنیا برای تو کوچک است ...
بیا تا برای همیشه کوچک بمانی وهرگز بزرگ نشوی ...
کودک کنار گوشی تلفن، درحالی که لبخند برلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت!


لبیک
♥حسین فریاد می زند:
"هل من ناصر ینصرنی؟"
و من درحالی که نمازم قضا شده است می گویم:
لبیک یا ♥حسین! لبیک...
♥حسین نگاه می کند لبخندی می زند و به سمت دشمن تاخت می کند...
و من باز می گویم:
لبیک یا ♥حسین!
♥حسین شمشیر می خورد من سر پدرم داد می زنم و می گویم:
لبیک یا ♥حسین!
♥حسین سنگ می خورد، من در مجلس غیبت می گویم:
لبیک یا ♥حسین! لبیک...
♥حسین از اسب به زمین می افتد عرش به لرزه در می آید
و من در پس خنده های مستانه ام فریاد میزنم:
لبیک...
♥حسین رمق ندارد باز فریاد میزند:
هل من ناصر ینصرنی؟
من به دوستم دروغ میگویم و باز فریاد می زنم:
لبیک...
♥حسین سینه اش سنگین شده است، کسی روی سینه است، ♥حسین به من نگاه می کند می گوید:
تنهایم یاریم کن...
من گناه می کنم و باز فریاد می زنم:
لبیک...
خورشید غروب کرده است...
من لبخندی می زنم و می گویم:
اللهم عجل لولیک الفرج...
♥حسین به مهدی نگاه می کند و می گوید:
"مهدی من کسی را نداشتم که بگوید سرباز توئم، اگر کسی نبود یاریم کند، ادعا کننده ای هم نبود... تو از من مظلوم تری..."
به چشمان مهدی خیره می شوم و می گویم:
"دوستت دارم تنهایت نمی گذارم..."
مهدی به محراب می رود و برای گناهان من طلب مغفرت می کند... ♥مهدی تنهاست...
♥حسین تنهاست...
کربلایی دیگر در راه است...
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا!

آهـــای دختــــری که نــــذر کــــردی ایـــن یـــه مــــاه رو
واســـــه امـــام حسیــــن چــــادر سیــــاه ســــر کنــــی
آهــــــای پســــری که موهــــات آخریــــن مـــد فشنـــه
ولـــی از امشــــب ســـت یــــه دســـت مشـــکــــی زدی
آهـــای دختــری که تــو خیـابــون صــدای نوحــه شنیـــدی و روســـریتـــو کشیـــدی جلــــو
آهـــای پســـری که امشـــب دوستـــت خــواســـت به یـــه دختـــر تیکــــه بنــــدازه
دســــت گـــذاشتــــی رو شــــونـــش گفتـــــی..."امشب محرمـــه..بیخیـــــال"!
آهــــای بـــا تــــوام دمـــت گــــرم
ولــــی ای کـــاش همه میدونستیـــم....
" کل یـــوم عاشــــورا و کل ارض کـــربــلاست"...!
ای کــــاش همیشــــه همینطــــور می بودیــــم!

بی لیاقت(پست خاص)

رفــــت؟ بــــه ســـلامــــت!
من خــــدا نیستـــــم بگویـــــم صدبــــار اگــــر توبــــه شکستــــی بـــاز آی...
آنکــــه رفـــت بـــه حرمـــت آنچــــه با خـــود می بــــرد حـــق بـــازگشــــت نــــدارد!
رفتنــــش مــــردانــــه نبــــود لااقــــل مـــرد باشــــد و برنگــــــردد.
خــــط زدن بـــر مـــن پایـــــان من نیســــت آغـــــاز بی لیــــاقتــــی اوســـــت...!


.jpg)
بعضـــــی از آدمــــا مثل دیــــوار تــــازه رنـــگ شـــده هستــــن...
نبایـــــد بهشـــــون نـــزدیـــک بشــــی،
چـــه برســــه کـــه بخــــوای بهشــــون تکیــــه کنـــــی...!



من نوشت: چیه خو....دیدم خوشم اومد گذاشتم!...هیچ دلیل و مخاطب خاصی هم نداره...
توروخدا جبهه گیری نکنید واسم تو کامنت ها....
هرگز نخواب کوروش!

هرگََََـــــز نخــــواب کـــــوروش دارا جهــــان نـــدارد!
ســـارا زبـــان نــــدارد
رستــــم در ایــــن هیــــاهــو گــــرز گــــران نـــدارد
روز وداع خــــورشیـــــد زاینـــــده رود خشکیـــــــد
زیـــرا دل سپــــاهـــان نقــش جهـــــان نـــــــدارد
بــــر نــــام پـــارس دریـــا نــامی دگــر نهـــادنــــد
گویــــــی کـــه آرش مـــا تیــــــر و کمــــان نــــدارد
دریــــای مازنــــی ها بــــر کــــام دیگـــــران شــــد
دارا کجـــــای کـــــاری؟ دزدان ســـــرزمینـــــت
بــــــر بیستَــــــون نوشتنـــــد اینجـــا خــــدا نــــدارد
هرگــــز نخــــــــواب کــــــوروش ای مهـــــــر آریـــــــایـــــــی
بــــی نــــام تـــو وطــــن نیـــــز نـــــام و نشـــــان نــــدارد!


منو ببخش!



من نوشت:خدایا تا همه مون رو نبخشیدی از دنیا نبر...آمین!
تقدیم به یک دوست عزیز...

امـا یـاב بـیـشـعـور بــازیـاتــ افـتـاב، بـےخــیـال شـב!!!یــﮧ خـورבهـ آבمـ بـاش!!!



(1).jpg)



آدم ها عادت می کنند!
به هر چیزی !
حتی به خنجر هایی که از پشت می خورند!!

به همین بغض لعنتی قسم
نوبت گریه ی تو همـ میرسه...شک نکن!

هی لعنتـــــــــــــــی...!
..................آرزو بودی....................
خاطــــــــــــره شدی!!!!



به خاطر داشته باشید...!

فقط زمانی به کسی بگویید دوستت دارم که واقعا دوستش داشته باشید
فقط زمانی به کسی بگویید دلم برایت تنگ شده که واقعا دلتان برایش تنگ شده باشد
فقط زمانی به کسی بگویید می خواهمت که واقعا او را بخواهید
با کلمات، احساسات هیچ کس را به بازی نگیرید، به هر آنچه می گویید اعتقاد داشته باشید...
هیچ عملی در دنیا گم نمیشود کسانی که به شما بدی می کنند در نهایت، روزگار جواب آن ها را خواهد داد...

|
|

