| عنوان | بازدید |
| شعر مورد دار ایرج میرزا! | 685594 |
| سوتی های اخیر شبکه 3 و.... | 26203 |
| تو عروس کسی اگر بشوی..از زبان شاعران متفاوت|شعر | 21622 |
| کوچه های نمناک(شعر بلند ولی بسیار زیبا) | 14970 |
| چای دونفره در کنار آتش! | 13506 |
| شلوار جاستین بیبر | 12590 |
| اسیر عشق | 10470 |
| لالبی الا لبت لا بوس الا بوسه ات|شعر | 9979 |
| زن و عاشقی | 9609 |
| زن که باشی... | 9303 |
♥بهارنارنج♥
♥تحمل نداره نباشی♥...♥دلی که تو تنها خدا شی♥
توکل

امام كاظم ( ع ) :
در پاسخ به سوال از آیه « و هـــر كـــس به خــــدا توكــــل كنـــــد او بـــــرای وی بــــس اســــت »
تـــوكل كـــردن بـــر خــــدا درجــــاتی دارد : یكی از آنهــــا این است كه در تمـــام كــــارهایـــت به خـــدا توكـــل كنـــی و
هر چه بــا تو كرد از او خشنـــود بـــاشی و بدانی كه او نسبـــت به تو از هیچ خیـــری كوتــــاهی نمی كند و
بدانی كه در این بـــاره حكم ، حكم اوست ، پس با واگـــذاری كـــارهـــایت به خدا بر او توكــل كن و
در آن كــــارهــــا و دیگر كــــارهـــا به او اعتمـــاد داشتــــه بــــاش .
![]()
![]()
![]()
![]()
خدایــــا من بنده ی خوبـــی نبـــودم ولی تو برای بنـــده ات خدایـــی کن تا از خوبیـــه تو من یاد بگیــــرم که خوب بـــاشـــم..!
فتوکل علی الله

در زمان پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم مردي هميشه متوكل به خدا بود
و براي تجارت از شام به مدينه مي آمد .
روزي در راه دزد شامي سوار بر اسب ، بر سر راه او آمد و شمشير به قصد كشتن او كشيد .
تاجر گفت : اي سارق هرگاه مقصود تو مال من است ، بيا بگير و از قتل من درگذر .
سارق گفت : قتل تو لازم است ، اگر ترا نكشم مرا به حكومت معرفي مي كني .
تاجر گفت : پس مرا مهلت بده تا دو ركعت نماز بخوانم ؛ سارق او را امان داد تا نماز بخواند .
مشغول نماز شد و دست به دعا بلند كرد و گفت : بار خدايا از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم تو شنيدم
هر كس توكل كند و ذكر نام تو نمايد در امان باشد ، من در اين صحرا ناصري ندارم و به كرم تو اميدوارم .
چون اين كلمات بر زبان جاري ساخت و به درياي صفت توكل خويش را انداخت ،
ديد سواري بر اسب سفيدي نمودار شد ، و سارق با او درگير شد . آن سوار به يك ضربه او را كشت
و به نزد تاجر آمد و گفت : اي متوكل ، دشمن خدا را كشتم و خدا تو را از دست او خلاص نمود .
تاجر گفت : تو كيستي كه در اين صحرا به داد من غريب رسيدي ؟
گفت : من توكل توام كه خدا مرا به صورت ملكي در آورده و در آسمان بودم
كه جبرييل به من ندا داد : كه صاحب خود را در زمين درياب و دشمن او را هلاك نما .
الان آمدم و دشمن تو را هلاك كردم ، پس غايب شد . تاجر به سجده افتاد و خداي را شكر كرد
و به فرمايش پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در باب توكل اعتقاد بيشتري پيدا كرد .
پس تاجر به مدينه آمد و خدمت پيامبر صلي الله عليه و آله رسيد و آن واقعه را نقل كرد ،
و حضرت تصديق فرمود آري توكل,متوکل را به اوج سعادت مي رساند
و درجه متوكل درجه انبياء و اولياء و صلحاء و شهداء است.
.gif)
منم توکلم فقط و فقط به خودشه خدایا تو این وضعیت فقط تورو دارم و بس کمکم کن
امیدم فقط به بزرگیشه به رحمشه خدایا کمکم کن....
خدایا

خدایا... بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم .
بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم .
بابت لحظات شادی که به یادت نبودم .
بابت هر گره ای که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم .
بابت هر گره ای که به دستم کور شد و تو را مقصر دانستم ... مرا ببخش
.gif)
خدایا ببخش...کمکم کن
عیدتون مبارک
.gif)
هــــزاران آفـــــرین بر جــــانت ای مــــاه / روان عاشقــــان قربــــانت ای ماه
مبـــارک بـــاد مــاه عشق بـــــازان / که بنشیننـــد در ایــــوانت ای ماه
مبــارک باد عید روزه داران / نکویــان جهــان مهمــانت ای ماه . . .
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
عید سعیـــد فطـــر بر شمـــا مبـــارک
ملی گرایی
ﯾﮏ ﻣﺪﺗﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻤﻪ ﻣﻠـــﯽ ﮔـــــﺮﺍ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﺤﺚ ﺍﺯ ﮐـــﻮﺭﻭﺵ ﻣﯿﮑﻨﻨـــﺪ!
ﺍﻣﺎ ﺑـــﺎﯾﺪ ﺑﮕﻮﯾـــﻢ ﺍﯼ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺗﻮ ﺑـــﺮ ﺗﺨﺖ ﭘﺎﺩﺷـــﺎﻫﯽ ﺑﻮﺩﯼ ﮐﻪ ﺳـــﺮﺯﻣﯿﻦ ﻣﺎ ﺍﯾــــﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﺘﺢ ﮐﺮﺩﯼ ؛
ﺍﻣﺎ ﻋﻠﯽ (ﻉ) ﺑﺮ ﺗﺨﺖ ﭼﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩ و ﺩﻝ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻣــــﺎﻥ ﺳﺮﺯﻣﯿـــﻦ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻓـــﺘﺢ ﮐﺮﺩ !
ﮐـــﻮﺭﻭﺵ ﺗﻮ ﺛـــﺮﻭﺗﻤﻨـــﺪ ﺗـــﺮﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺟﻬــــﺎﻥ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﻣﯿﺒﺨﺸﯿــــﺪﯼ ؛
ﺍﻣﺎ ﻋﻠﯽ (ﻉ) ﺩﺭ ﺧﻠﯿﻔﮕـــﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﮐـــﺎﺭﮔﺮﯼ ﮐـــﺎﺭ ﻣﯿﮑــﺮﺩ ﻭ ﭼـــﺎﻩ آﺏ ﻣﯿــــﺰﺩ ﻭ ﻣﯿﺒﺨﺸﯿـــﺪ !
ﺑﺎﯾـــﺪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺗﻮ ﮔﺮﺳﻨـــﻪ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺳﯿـــﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﯼ ﭼﻮﻥ ﺗـــﺎﺭﯾﺦ ﻣﯿﮕﻪ ﺗﻮ ﺳﯿـــﺮﺗــﺮﯾﻦ ﺍﻧﺴـــﺎﻥ آﻥ ﺯﻣـــﺎﻥ ﺑﻮﺩﯼ ؛
ﺍﻣﺎ ﻋﻠﯽ (ﻉ) ﮔﺮﺳﻨـــﻪ ﻣﯿﻤــــﺎﻧﺪ ﺗﺎ ﺩﯾﮕــــﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺳﯿــــﺮ ﮐﻨﺪ ....

ببخشید اگه نمیام بهتون سر بزنم یا پست جدید نمیذارم
مشکلات برام دل و دماغ نذاشتن...التماس دعا
کجایند بهشت طلبان!

گنجشک کنار برکه ای نشست. بال هایش پر از گرد و غبار بود.
چشمهایش با دیدن زلالی آب برکه درخشید. نزدیک رفت.بال وپری به آب زد.
خدا گفت: چه میکنی؟ گنجشک گفت:می بینی گرد وغبارزیادی بربال های
نشسته است. وبار دیگرتنی به آب زد گفت:
راستی اگر آب رانمی آفریدی چه می کردیم؟
خدا گفت:آری؛آب راآفریدم تا با آن گرد وغباراز ظاهربگیرید؛
اما چرا هرگز به درون خود نمی نگرید؟با غبار درون چه می کنید؟
گنجشک لحظه ای بی حرکت ماند.
گفت:غباردرون؟! گنجشک ازبرکه دورش قطرات آب ازبال های کوچکش می چکید.
خداگفت : آیا نمی بینی فرزند آدم را که چگونه درون خود را با گناهان سیاه
و پرغبارکرده است؟

خدا گفت:بدان که نیکی را جز به مداوای گناهان نهانی نیافریده ام.
پس نهانت را با آن بشوی؛همچنان که با آب می شویی آشکارت را.
و گنجشک بربلندای آسمان پرمی زند چشم دوخته بود به آدمیان عالمانرا می دید که
مشغولعلمخویش اند و تاجران را که مشغول تجارت وحقیقت طلبان راکه درپی حقیقت اند
و کشاورزان را که دانهمی کارند خدا گفت :چه می بینی؟ گنجشک گفت: بندگانت راکه هر
یک از راهی قدم به سوی تو برمی دارند.
خداگفت:و به گمانت پاداش همهی شان بهشت خواهدبود؟
گنجشک پری به شادی بازکردوگفت:آری یقینا چنین خواهد بود خداگفت:
هرگز! گنجشک بی حرکت ماند.

گفت: اما و سکوت کرد. خدا گفت:آیا نمی بینی برخی عالمان راکه چگونه علم خویش را
از مردموحتی ازیک دیگر دریغ می دارند؟وتاجرانی که ازمال خویش کم میگذراند؛
وکشاورزانی که چون دانه ایسربه خاک فروبرده اند وسربرون نیاورده اند
و بار نداده اند؟ و .... گنجشک سر به زیرانداخته بود .
گویا فرشتگان و قدسیان هم ! صدایی ازملکوت خدا به گوش نمی رسید.
خدا گفت :
پس اگر عالمان گرفتار حسد ورزی اند و تاجران مشغول خیانتو حقیقت جویان
در غفلت و کشاورزان در جهالت؛
پس کجایند طالبـــــــان بهشــت من؟
ختم عاشورا
توجه توجه
سلام برای حل مشکل جوانی ختم عاشورا برگذار شده که هدیه شده برای سلامتی امام زمان اگر دوست داشتید که
هم توی ثوابش شریک بشید و هم برای این جوون دعا کنید اطلاع بدید ..تا سحر وقت داره که بخونیدش.با تشکر
دوستان کمک کنید پای مرگ و زندگیش وسطه پای جوونی و بدبخت شدنش...
هرتعداد که از اطرافیانتون میخونن اطلاع بدید بهم حتما..ممنونم
انشاالله امام زمان توی سختی ها یارو یاورتون باشه.
دعاکنید برام

رفتــــه بـــودم ســــر حـــــوض
تــــا ببینــــم شــــاید، عکس تنهــــایی خــــود را در آب...
آب در حــــوض نبــــود
ماهیـــــان می گفتنــــد: هیـــچ تقصیــــر درختــــان نیست
ظهـــر دم کرده تـــابستـــان بـــود
پســـــر روشــــن آب،
لب پـــاشــویـــه نشســـت و عقـــــاب خــورشیـــــد،
آمـــــد او را بــــه هــــوا بــــرد که بــــــرد...
سلام بچه ها بشدت محتاج دعاتونم....برام دعا کنید.
تنهایی
.jpg)
آنكـــه مســت آمـــد و دستـــي بــه دل مـــا زد و رفت
در ايــن خــــانــه ندانم به چـــه ســــودا زد و رفت
خواست تنهــــايي مـــا را به رخ مـــا بكشــد
تنـــه اي بر در اين خـــانه تنهـــا زد و رفت!


تنهایی چیز بدی نیس اگه ادم طاقت تحمل کردنشو داشته باشه!
باید باهاش ساخت...
ای تمام فکرمن در روز و شب...

ای تمــــام فکر من در روز و شب
ای همه هزیـــان من در سوز تب
ای نهــــان در پیکرم چون جان شده
همچو بوی گل به گل پنهــــان شده
آه ای بــــالاترین سوگند من
ای نهـــــان در گریه و لبخند من
ای به رگ هــــایم چنــــان خون گم شده
در میـــان دیده ام مردم شده
ای شکوه آسمـــــان در چشم تو
ای فدای ِ قحر و نـــــاز و خشم تو
ای بهشـــت دلکش ِ موعـــود من
خون گــــرم زندگی در پــــوی من
ای تمنــــای دل تنهــــای من
ای چراغ روشن شب هـــای من
جز تو کی دارم به جز تو گفتگـــو
ای به گوشت گوشـــواره آرزو
گر که یــــاران غـــافلند از یـــاد من
از دل دیوانــــه ی ِ نــــا شــــاد ِ من
عشق تو گر در دلم بـــــاشد چه غم
چون که تا روز قیــــامت بـــا توام
خلق می گویند که او گر یــــار ِ توست
مــــایه ِ غم از چه در اشعــــار توست
گر دل او بــــا دل ِ تنگت یکیست
نــــاله هــــای حســــرتت پس چیست چیست
آه من دیوانـــــه ام دیوانه ام
جز تو از خلق جهان بیگــــانـــه ام
دوستت دارم تو می خــــواهی مرا
بــــاز می ترسم نمی دانم چـــرا
وای اگر روزی فراموشــــم کنی
با غم هجران هم آغوشم کنی
وای اگر نامم بمیرد بر لبت
یــــا فرو بنشینــــد این ســــوز تبت
آه می ترسم شبی طوفـــــان شود
ســـــاحل امیـــد من ویــــران شود
گر ز دریــــا قطــره ای هم کم شود
مرغ دریــــا سینـــه اش پر غم شود
ای دلت دریـــــای پــــاک و روشنم
مرغ بــوطیمــــار ِ ای دریـــــا منم

|
|

