وبگاه بهارنارنج

♥بهارنارنج♥

♥تحمل نداره نباشی♥...♥دلی که تو تنها خدا شی♥

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً



ههههههههههههه

بازدید : 2258

امروز یه دختره اومده بود و استاد رو گرفته بود به التماس که تورو خدا بیا و قبولم کن استاد تو درسشفقط مونده بود خم شه پای استاد رو ببوسه دیروز عصر هم یکی یکی این دانشجو های خل و چلش میومدنسراغشو می گرفتن و یکی یکی هم باید جواب پس می دادم!

خودم هنوز هول هستم ایناهم که بیشتر منو دیوونه میکردن...انداخته بودش  اینقدر التماس کرد که اشکمو دراورد دیوونه مون کرده بود یکریز التماس میکرد

یه اوضاع مسخره ای دارم که فقط خودم میدونم میشینم وهر هر به خودم میخندم

روز اول که رفتم سرکار یکی زنگ زد استاد بهم گفت جواب بده گوشی رو برداشتم مرده پشت تلفن گفت: سلام...جواب دادم بعد گفت خسته نباشی گوشی رو گرفتم سمت استاد گفتم میگه قنواتی....

استاد گفت کی؟ گفتم میگه قنواتی ام...

بعد که گوشی رو گرفت و صحبت کرد وقطع کرد بهم گفت: گفته بود خسته نباشی نه قنواتی!!!!

وارفتم خنده ام گرففففففففففففت از خودم......

روز بعد هم قرار بود برم کلید در رو از آژانس سر کنار خدماتی بگیرم یه ماشین هم شبیه ماشین استاد همونجا بود

ولی خودش نبود رفتم گفتم کلید رو میخوام اورد و بهم داد و پرسید منشیش ای؟(منشی اش هستی)جواب دادم نه ماشینش نیس وپریدم اومدم دم در و بازش کردم

یه دفعه فهمیدم ازم پرسیده منشیه استادی ومن چروپرت تحویلش دادم...

 

 



════════ ೋღ♥ღೋ ════════

سرکار

بازدید : 2374

سلام

من امروز توی یه خدمات کامپیوتری استخدام شدم همش به فکر کنکور و درس ودانشگاهمم... اخه ممکنه نتونم به درسم برسم البته کتاب هم باخودم میبرم ولی خب بازم نمیشه ی هوقت شلوغ میشه تازه توی خونه هم کلی ژست میگیرم که با من حرف نزنید من شاغلم...هههههههه

من اولین بارمه که یه جایی کار میکنم تصمیم دارم مثل یه خانم متشخص و متین رفتار کنم اخه خیلی جاها که بعضیخانما کار میکنن از خودشون خیلی بیخود میشن البته فقط بعضی از خانما....

اخه مردا و پسرایی هم که میان اینجا همشون لوس و بیخودن البته بیشترشون...

منم مثل برج زهرمار هرچی بیشتر نیششون دوباز میکنن بیشتر اخم میکنم خوشم میاد پوزه شونو به خاک میمالم صاحب خدماتی استاده نمیدونم چیه دانشگاه هم همینجا پیش خدماتیه...این دانشجوهای لوس میانم پدر مارو در میارن...

قورباغه.متحرک



════════ ೋღ♥ღೋ ════════

قهر

بازدید : 2907

تصویر عاشقانه

نگه دگر بسوی من چه می کنی؟

چو در بر رقیب من نشسته ای

 به حیرتم که بعد از ان فریب ها

تو هم پی فریب من نشته ای

به چشم خویش دیدم ان شب ای خدا

که جام خود به جام دیگری زدی

چو فال حافظ آن میانه باز شد

تو فال خود به نام دیگری زدی

برو...برو...بسوی او مرا چه غم

تو افتابی...او زمین...من اسمان

بر او بتاب زآنکه من نشسته ام

به ناز روی شانه ی ستارگان

 بر او بتاب زآنکه گریه می کند

در این میانه قلب من به حال او

کمال عشق باشد این گذشت ها

دل تو مال من، تن تو مال او

تو که مرا به پرده ها کشیده ای

چگونه ره نبرده ای به راز من

گذشتم از تن تو زآنکه در جهان

 تنی نبود مقصد نیاز من

اگر بسویت اینچنین دویده ام

به عشق عاشقم نه بر وصال تو

به ظلمت شبان بی فروغ تو

خیال عشق خوشتر از خیال تو

کنون که در کنار او نشسته ای

تو وشراب و دولت وصال او

گذشت رفت و ان فسانه کهنه شد

تن تو ماند و عشق بی زوال او...

"فروغ فرخزاد"



════════ ೋღ♥ღೋ ════════

سفر..

بازدید : 2552

فاصله.عکس نوشته عاشقانه

ما چـــون دو دریچــه رو بـــروی هم

آگـــاه زهـــر بگو مگــــوی هــــم

هر روز سلام و پرسش و خنده

هـــرروز قــــرار روز آینـــده 

عهــد آینه ی بهشــت اما...آه

بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه

اکنون دل من شکسته و خستست

زیرا یکی از دریچه ها بسته ست

نه مهــر فسون نه ماه جادو گــر

نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد...!

"مهدی اخوان ثالث" 



════════ ೋღ♥ღೋ ════════

عاشقی

بازدید : 2474

یکی یه جایی نوشته بود عشق مرده....عشق رو کشتن!

ولی بنظر من باید میگفت ای کاش عشق میمرد اگه بمیره بنظر من بهتره!! بخدا بهتره !

چرا باید همچین چیز مقدسی بیفته توی دست آدمای عوضی که بشه مضحکه ی دستشون...؟

وقتی ادم عاشق میشه همش به فکر عشقشه....وقتی صداشو میشنوه استرس سرتاپای وجودشو فرا میگیره

نمیدونه چیکار کنه دست و پاشو گم میکنه دوست داره هیچکس نباشه تا راحت بهش فک کنه

باخودش ببرش توی رویا هاش....

توی عمق رویا با عشقش سرمیکنه یه لحظه که به خودش میاد میبینه بازم تنهاست و عشقش کنارش نیست

این بدترین لحظه ست واسه یه عاشق که ببینه عشقش کنارش نیست.

 


 

عکس نوشته



════════ ೋღ♥ღೋ ════════

عکس مورد علاقه ام

بازدید : 2286

عاشقونه.عکس کارتونی عاشقونه

عاشق این عکسم!!!!



════════ ೋღ♥ღೋ ════════

چه غم انگیز

بازدید : 3436

 

سلام بچه ها

دیشب خونه ی پدربزرگم بودیم... من بودم و مادر بزرگم و مامانم

داشتیم به تلوزیون نگاه میکردیم از شبکه ی استانی مون با شبکه ی استانیه شهرکرد رابطه برقرار کرده بودند..

داشت تشیع جنازه ی بچه های بروجن رو که درمسیر رفت یا نمیدونم برگشت

از منطقه های جنگی بودن رو نشون میداد...

26نفرکشته...

22تا دختر جوون یکی دوسال از خودم کوچیکی تر...

خیلی شلوغ بود توی تابوت بودن و یه پرچم سبزو سفید و قرمز روی تابوت رو پوشونده بود

اسمشونم روی کاعذ پشتش زده بود...

اونارو روی دست میبردن...(الانه که بغضم بترکه)

یه صدای بوشهریه سوزناک هم  روی تصویر انداخته بودن....

اونایی که من دیدم...نرگس...پریسا... مرضیه...امنه...

(یکی هم هم اسم خودم) محدثه....ماندانا...و...خیلیایه دیگه که من ندیدم.

 نمیدونم چرا ولی احساس میکردم دوستای خودمو از دست دادم و...

نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم زار زار گریه میکردم...

اصلا نمیتونستم خودمو کنترل کنم...

هی نگاهشون میکردم به یاد اون سال شلمچه ی خودمون افتادم

که کلاس دوم هنرستان بودیم دوسال پیش ...

خودمو به جاشون میذاشتم...دلم اتیش گرقته بود فقط گریه میکردم...

مامانم میخندید که من ارووم بشم ولی نمیتونستم...

الانم دیگه زیادی داره صدای گریه ام میره بالا برم دروببندم صدام نره بیرون..

.................

مجری رو نشون داد که داشت گریه میکرد گفت اینجا این دوستایی دیده میشه که میان

و همدیگه رو اغوش میگیرن دلشون برای همدیگه تنگ شده ولی نیستن کنارشون دیگه...

نمیدونم چی بگم فقط میتونم تسلیت بگم به دوستاو همکلاسی ها و به خصوص خانواده هاشون...

هرچند این تسلیت من و هزاران تسلیت ها ذره ای از داغ این مادرها رو نمیتونه کم کنه..

ادم یه لحظه هم نمیتونه خودشو جاشون بزاره..

خودم سوره ی قدر خوندم براشون...

بچه ها... یه صلوات نثار روحشون...

 

**اللّهم صل علی محمد و آل محمد**

 

تشیع جنازه دانش آموزان بروجن



════════ ೋღ♥ღೋ ════════

گفتگو...

بازدید : 1788

مرد تنها . خیانت 

"گفتگو"

 

من میگم بهم نگاه کن 

تو میگی که جون فدا کن

من میگم چشمات قشنگه

تو میگی دنیا دورنگه

من میگم چقدر تو ماهی 

تو میگی اول راهی 

من میگم بمون همیشه 

تو میگی ببین نمیشه 

من میگم خیلی غریبم 

تو میگی نده فریبم 

من میگم خوابتو دیدم

تو میگی دیگه بریدم 

من میگم هدف وصاله 

تو ولی میگی محاله

من میگم یه عمره سوختم

تو میگی قلبمو دوختم

من میگم چشماتو وا کن 

تو میگی منو رها کن 

من میگم خیلی دیوونه ام 

تو میگی آره میدونم 

من میگم دلم شکستست 

تو میگی خوب میشه خستست 

من میگم بشین کنارم 

تو میگی دوست ندارم 

من میگم بهم نظر کن

 تو ولی میگی سفرکن

 من میگم واسم دعا کن

تو میگی نذر رضا کن

من میگم قلبمو نشکن  

تو میگی من میشکنم من 

من میگم واست میمیرم 

تو میگی نمیپذیرم 

من میگم شدم فراموش 

تو میگی نرفتم از هوش 

من میگم که رفتم از یاد 

تو میگی نمرده فرهاد 

من میگم باز شدی حیرون 

تو میگی بیچاره مجنون 

من میگم ازم بریدی 

تو میپرسی ناامیدی 

من میگم واسم عزیزی 

تو میگی زبون میریزی 

من میگم تو خیلی نازی 

تو میگی غرق نیازی 

من میگم دلم رو بردی 

تو میگی به من سپردی؟ 

من میگم کردم تعجب! 

تو میگی دیگه بگو خب!؟ 

من میگم تنهایی سخته 

تو میگی این دست بخته 

من میگم دل تو رفته 

تو میگی هر روز هفته 

من میگم راه تو دوره 

تو میگی چاره عبوره 

من میگم میخوام بشم گم 

تو میگی حرفای مردم 

من میگم نگذری ساده 

تو میگی آدم زیاده 

من میگم دل به تو بستن؟! 

تو میگی اینقده هستن!

من میگم تنهام میزاری؟ 

تو میگی طاقت نداری 

من میگم خدا به همرات

تو میگی چه تلخه حرفات

من میگم اهل بهشتی

تو میگی چه سرنوشتی 

من میگم تو بی گناهی 

تو میگی چه اشتباهی 

من میگم که غرق دردم 

تو میگی میخوام بگردم 

من میگم چیزی میخواستی 

تو میگی تشنه ی راستی! 

من میگم برو کنارش 

تو میگی رفته پیش یارش 

من میگم باتو چیکار کرد؟ 

تو میگی کشت و فرار کرد 

من میگم چیزی گذاشته؟ 

تو میگی دو خط نوشته! 

من میگم بختش سیاهه 

تو میگی اون بی گناهه 

من میگم رفته که حالا؟! 

تو میگی مونده خیالا  

من میگم میاد یه روزی 

تو میگی داری میسوزی؟ 

من میگم رنگت چه زرده!

تو می پرسی برمیگرده؟

من میگم بیاد الهی 

تو میگی که خیلی ماهی 

من میگم ماهت سفر کرد 

تو میگی تو رو خبر کرد

من میگم هرکی با ماهش 

تو میگی بار گناهش 

من میگم تو بی وفایی 

تو میگی بریم یه جایی 

من میگم دلم اسیره 

تو میگی نه خیلی دیره 

من میگم خدا بزرگه 

تو میگی زندگی گرگه 

من میگم عاشق پرنده ست  

تو میگی معشوق برنده ست

من میگم خدانگهدار 

تو میگی تا چی بخواد یار

من میگم که تا قیامت

برو زیبا به سلامت...!



════════ ೋღ♥ღೋ ════════

پشیمانی...

بازدید : 1817

اولش همش اصرار میکنی که کاش میشد شماره های همدیگه رو داشته باشیم...

بعد از کلی اصرار راضی میشم و یه روز که خیلی دلم گرفته بهت یه اس میدم...

از هیجان نمیدونی چیکارکنی تند تند جواب پیام هامو میدی و اظهار خوشحالی میکنی....

همینطور هر روز هر روز به هم پیام میدیم اولش خیلی خوشحالیم که رابطه مون صمیمی تر شده و بهم نزدیکتر شدیم

ولی کم کم از دیدن یک پیام از love me خسته میشی...

می بینی دیگه love me اون Love me نیست که اولا نمیدونستی چجوری جوابشو بدی که قشنگ تر خوشحالش کنی...

برات تکراری شدم...!

اسممو عوض میکنی میزاری یه دوست وبا اکراه جواب پیامم رو میدی...

کم کم میشم یه سیریش(سمج) که نمیدونی چجوری باید از دستش خلاص بشی...

دیگه حوصله نداری جواب پیامم روهم بدی....و نمیدی بلکه بتونی از خودت دورم کنی...

اخرش هم دیگه خسته میشی یه جوری بهم میفهمونی کهههههه...

ما بدرد هم نمیخوریم.... ما نمیتونیم..... نمیشه و....!

بعد میفهمم که چه اشتباه بزرگی کردم که بهت اعتماد کردم و تو اونی نیستی که باید بودی...

بهرحال به هر زوری شده راضی به جداییم میکنی ...

کسایی که یه روز حاضر بودن برای هم بمیرن الان حاضرن بمیرن ولی باهم نباشن...

چون دل همدیگه رو شکستن...و خورده قلب رو هم دیگه نمیشه به هم چسبوند...

تو باعث میشی که من بگم ای کاش این رابطه شکل نمی گرفت...

افسوس...و ای کاش...

دلم میخواد سرگذشتم رو Unduo کنم و به عقب برگردم تا جبران کنم و دیگه دل نبندم

و تورو به دلم راه ندم....

________________________________

برای یه دختر خیلی سخته که کسی که عاشقش بوده،

تلخ ترین حادثه ی زندگیشو براش رقم بزنه و....

بی تفاوت بره دنبال زندگی خودش و....

روزگار دختر بشه جهنم!!!!
___________________________________________________

*کاش آدما بدونن هیچ وقت نمیشه زندگی روctrl+z زد*



════════ ೋღ♥ღೋ ════════

نفرین..

بازدید : 2673

دکترک تنها

در جاده ی تنگ حقارت

صدای دختری پریشان حال به چشم میخورد

از پستی ها گریخته

و چشمانش سوسو زنان بوسه مرگ می طلبد

شیفته ی خود را در پیچ و خم زندگی و

آه و حسرت ها از دست داده

و چشمان هرزه ی خوکان کثیف بیشه

بیشه ی تنهایی را با خود می کشد

تا در دره ی مردگان بی تن دفن کند

از بخت سیاه تراز تور سفیدش

به قعر مرداب می افتد

و چه غم انگیز

دست و پای تنهایی اش می شکند

با قلبی لرزان دور میدارد

از چشم حریص گرگ بیشه

پیکر نازش را

به شماره می افتد نفس های تنهای او

وتیله هایش جز سایه ی سیاه گرگ

که سیمین تنش را پوشانده

یارای دیدن ندارد و

در آغوش مرگ فریاد می زند

نفرین بر این زندگی

و لعنت به سایه های سیاه

چشمان هرزه و

مردان خوک صفت...!

شاعر:مریم تقیان(www.natanali70.loxblog.com)



════════ ೋღ♥ღೋ ════════








💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
یا حسین-بهارنارنج