مطالب محبوب
| عنوان | بازدید |
| شعر مورد دار ایرج میرزا! | 685595 |
| سوتی های اخیر شبکه 3 و.... | 26204 |
| تو عروس کسی اگر بشوی..از زبان شاعران متفاوت|شعر | 21623 |
| کوچه های نمناک(شعر بلند ولی بسیار زیبا) | 14971 |
| چای دونفره در کنار آتش! | 13507 |
| شلوار جاستین بیبر | 12591 |
| اسیر عشق | 10471 |
| لالبی الا لبت لا بوس الا بوسه ات|شعر | 9981 |
| زن و عاشقی | 9611 |
| زن که باشی... | 9304 |
♥بهارنارنج♥
♥تحمل نداره نباشی♥...♥دلی که تو تنها خدا شی♥
موی بلند|دلنوشته
بازدید :
2117

مادرم موهای بلندی داشت
هرروز پشت پنجره می نشست
موهایش را می بافت
شعر می خواند و منتظر پدر میماند
پدر که می آمد تلویزیون را روشن میکرد
از شیب تورم بالا میرفت،زمین میخورد
و باز سعی میکرد جوابی برای 5+1 بیابد
کشتگان عراق و سوریه را دفن میکرد
و از مادر سراغ شام را میگرفت
و مادر پرهایش را پشت پنجره جا میگذاشت
گل های دامنش در آشپزخانه می پژمرد
و چشم هایش پیاز خرد میکرد
پشت پنجره نشسته ام
موهایم را میبافم
و به این فکر میکنم که
دختران نباید موهای بلند داشته باشند...
|
|


