وبگاه بهارنارنج

♥بهارنارنج♥

♥تحمل نداره نباشی♥...♥دلی که تو تنها خدا شی♥

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً



تلافی!

بازدید : 1050

 

پسر جوانی در کتابخانه از دختری پرسید:

 

«مزاحمتان نمی شوم کنار دست شما بنشینم؟»

 

دختر جوان با صدای بلند گفت:

 

«نمی خواهم یک شب را با شما بگذرانم!»

 

تمام دانشجویان در کتابخانه به پسر که بسیار خجالت زده شده بود نگاه کردند.

 

پس از چند دقیقه دختر به سمت آن پسررفت و در کنار میزش به او گفت:

 

 «من روانشناسی پژوهش می کنم و میدانم مرد ها به چه چیزی فکر میکنند،

 

گمان کنم شمارا خجالت زده کردم درست است؟»

 

پسر با صدای خیلی بلند گفت:

 

«200 دلار برای یک شب!!؟ خیلی زیاد است!!!»

 

وتمام آنانی که در کتابخانه بودند به دختر نگاهی غیر عادی کردند، پسر به گوش دختر زمزمه کرد:

 

« من حقوق میخوانم و میدانم چطور شخص بیگناهی را گناهکار جلوه بدهم.»

 

 

امیدوارم سرتون نیاد!...ادمای اینجوری به تور هیچکی نخورن!نچ نچ نچ!....




════════ ೋღ♥ღೋ ════════








💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
یا حسین-بهارنارنج